كاش شبها، 6 ماهه بودند
نخستين باري كه چشمم به آسمان قشم افتاد، وقتي بود كه در يكي از آن اتوبوسهاي جمع
و جور گردشگري نشسته بودم و در جاده جنوبي ميرانديم كه آسمان پرشهاب جزيره چشممان
را شكار كرد.در قشم شبي پيدا نميشود كه با رسيدنش به سحر، گردشگران مشتاق نجوم،
آرزو نكنند كاش تا 6 ماه ادامه پيدا ميكرد، شبهاي قشم يعني ستارههايي كه مثل
خوشه انگور از آسمان آويزان ميشوند و هر غريبهاي را وسوسه ميكنند در خيالي خام،
دست دراز كند تا بگيردشان.
همان آسمان بي ابر و حس خوشايند است كه باعث شده، نيمه دوم سال كه ميرسد، گروههاي
نجوم از سراسر ايران، به هواي رصد ستارهها راهي جزيره شوند.
جاده جنوبي، جاده پرگردشگر قشم است، راهنمايمان از پشت شيشه به دشت كه در تاريكي
خفته است اشاره ميكند و از گردشگران ميگويد كه اواخر زمستان، به جزيره ميآيند و
در دشت وسيع اطراف جاده پرسه ميزنند تا لاكپشتهاي پوزه عقابي غول پيكر اطراف
منطقه شيب دراز را ببينند كه يكي از عجايب هفتگانه قشم هستند و نيمه شبهاي آخر
زمستان از دريا بيرون ميآيند، ساحل را با بالههاي بزرگشان ميكنند و چالهها
را با تخمهاي سپيد پر ميكنند و روي آنها را با ماسه ميپوشانند، بچه لاكپشتها
كه از تخم بيرون ميآيند، به آب ميزنند و 30 سال بعد به همان ساحلي كه در آن از
تخم بيرون آمدهاند برميگردند تا تخمگذاري كنند.
اما حتي اگر اواخر زمستان هم نباشد لاكپشتها را ميشود در آكواريوم دريايي قشم
ديد كه در حبابهاي شيشهاي بزرگ در آب معلقند. دلفينها هم مثل لاكپشتها از
عجايب هفتگانه قشم به حساب ميآيند اما آنها را نميشود در حبابهاي شيشهاي
آكواريوم جا داد، دلفينها، بزرگ، شاد و قبراقند، آنها بايد جست و خيز كنند،
از آب بيرون بپرند و باز شيرجه بزنند توي آب و پي قايقهاي گردشگران موج سواري
كنند تا همه مبهوت هوششان شوند، آنها با دلفينهاي كيش فرق دارند، فرق آنها را
محمدرضا قاسمينژاد، رئيس اداره ژئو پارك قشم براي ما توضيح ميدهد: «دلفينهاي
قشم هم با گردشگران بازي ميكنند يا دنبال قايقهايشان راه ميافتند اما وحشي و
آزادند يعني مثل دلفينهاي كيش، تربيت نشدهاند.»
نظرات شما عزیزان: